أبو المكارم محمود بن أبي المكارم حسنى واعظ

پيشگفتار 62

دقائق التأويل و حقائق التنزيل ( فارسى )

متن ويراسته حفظ كنيم يا گزارش دهيم ؛ و در اين كار ، در مورد عبارات فارسى ، پايفشارتر و جدّىتر عمل كرده‌ايم . متن شناسان ، به خوبى مىدانند كه نگاهداشت حركات موجود در دستنوشت - برغم دشواريهايى كه براى پژوهنده در مرحلهء قرائت و تصحيح پيش مىآورد - از ديدگاه نقد متون و دانشهاى زبانى چه اهمّيّتى دارد و تا چه اندازه در پژوهشهاى گوناگون سودمند مىافتد . يكى از نگرانيهاى عمدهء نگارنده در حفظ باريكيهاى مربوط به حركتگذارى دستنوشت آن بوده كه به نظر مىرسد برخى حركات به خطّى جز خطّ كاتب اصلى ( و شايد به خطّى متأخّر ) باشد . زين رو ، كوشيده‌ام در انتقال و ثبت حركات دقّت و احتياط كافى بورزم . همچنين گاهى كاتب در حركتگذارى بىنظميهايى كرده ( مثلا : در رويهء 10 ، در لفظ « تغيّر » دو فتحه بر تاء و يك ضمّه بر غين نهاده ؛ يا : در همان صفحه ، در لفظ « متّفق » ، تشديد را بر فاء نهاده ؛ يا : در عبارت « لو لا علىّ لهلك عمر » تشديد را يك حرف عقب‌تر ، يعنى بر لام ، گذاشته ) . اين بىنظميها را - اگر غلط مسلّم بوده و هيچ اهمّيّتى نداشته - در بسيارى از موارد گزارش نكرده‌ام . كاتب دستنوشت دقائق التّأويل به هنگام بازخوانى - و يا در همان هنگام كتابت - ، از قلم افتاده‌ها را در هامش برگه‌ها افزوده و معمولا اين عبارت را با كتابت رمز « صح » پايان داده است . رمز « صح » كه كاتب اين دستنوشت به كار برده است ، از نشانهاى رائج در كار رونويسگران دستنوشتهاى إسلامي است . معمولا موضعى از متن را كه عبارت افتاده متعلّق به آن است با نشانى - مثلا : يك خطّ كژ كوتاه - مشخّص مىنموده و در حاشية ، در راستاى همان جايگاه ، افتاده را مىافزوده‌اند . در مورد عبارتى كه در متن غلط نوشته شده بود و صحيحش را در حاشية مىآورده‌اند هم ، از چنين رمزى بهره مىبرده‌اند . بر بنياد آنچه شهيد ثانى - قدّس اللّه سرّه و رفع في الدّارين قدره و أعلى ذكره - در منية المريد فرموده است ، اگر به صحّت استدراك يقين نمىداشته‌اند ، بايد آن را به رمز « ص » ، و اگر يقين مىداشته‌اند ، به رمز « صحّ » نشانمند مىساخته‌اند . 142 بر بنده معلوم نيست كه آيا همهء رونويسگران - در نظر و عمل - بين « ص » و « صحّ »